\\ چندرسانهای
برای دیدن گزارش اینجا را کلیک کنید سرعت بالا
|سرعت پایین ![]()

توماس ترانسترومر، شاعر سرزمین خیالهای فلسفی
پس از به چاپ رسیدن نخستین دیوان توماس ترانسترومر(Tomas Tranströmer) به نام "17 شعر" در سال 1954 میلادی، بسیاری از کارشناسان شعر تولد شاعری دارای سبک ویژه را نوید دادند.
نقطۀ آغاز بسیاری از شعرهای توماس ترانسترومر، از چاپ نخستین دیوان او تا کنون، رویدادی برگرفته از زندگی روزانه است. چند سطری پائینتر با به کار گرفتن متافورها، استعارهها و کنایههایی که در منظر نخست ناممکن مینمایند مرزواقعیت و رویا در نور دیده میشود. و حال با آنکه در سرزمین خیالها گام برمیداریم این زبان اندیشه و فلسفه است که با واژگانی ساده سخن میگوید. از همین روست که خواندن شعر ترانسترومر دشوار ارزیابی نمیشود و مخاطبان زیادی دارد.
شعر ترانسترومر زمانی پا به تاریخ شعر سوئد میگذارد که سرائیدن شعرهایی با واژههای فاخر، قافیهدار و موزون هنوز گرایش مسلط میباشد. ترانسترومر به نوبۀ خود مدرنیسم در شعر سوئدی را کمی دیگر به جلو میراند.
یک دهۀ بعد، شعر و ادبیات برای بسیاری از نویسندگان تبدیل به ابزار پیشبرد هدفهای سیاسی شده است. توماس ترانسترومر اما همچنان مانند گذشته شعر میسراید، با آن تفاوت که او حالا بیان تصویری خود را قاطعتر و مطمئنتر و بیش از پیش در قالب ایجاز میگنجاند. بسیاری از او خرده میگیرند. چرا او به معضلات اجتماعی و یا سیاسی نمیپردازد؟ مگر میتوان به بیدادیهای اجتماعی، به ستم کشورهای غربی در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی چشم پوشاند؟
جای یادآوری است که در ایران آن زمان نیز انتقادهایی از این دست متوجه سهراب سپهری و تنی چند از دیگر نویسندگان و شاعران بود .
ترانسترومر در سال 1974 در دورانی که هنوز جنگ سرد حاکم بر سیاستهای بینالمللی بود دیوان "دریای بالتیک" را به چاپ میرساند که دربردارندۀ یک شعر بلند است. در این دیوان، که به زعم برخی یکی از بهترین آثار ترانسترومر میباشد، او به نوعی به سرنوشت کشورهای بالتیک میپردازد و گرفتار شدن آنها پشت دیوار آهنی را به نقد میکشاند. روشنفکران چپ اگر در گذشته از نبود مضمون سیاسی در شعرهای ترانسترومر خرده میگرفتند، حالا از رویکرد انتقادی او به "سوسیالیسم واقعا موجود" ناخرسند میشوند .
امروزه نام و آثار بسیاری از منتقدان ترانسترومر، که امسال (2011) به هشتاد سالگی رسیده است، مشمول تاریخ مصرف شدهاند. اما شعرهای ترانسترومر با بنمایههایی که به مسائل ابدی میپردازند در میان نسلهای نو همواره خوانندگان تازه پیدا میکند.
ترانسترومر در سال 1990 دچار سکتۀ مغزی شد و توانایی سخنگویی خود را از دست داد. او با این حال با کمک همسر خود همچنان به نوشتن ادامه داده است. ترانسترومر همچنین علاقۀ بسیاری به موسیقی دارد و پیانونواز چیرهدستی است. تاثیر موسیقی در شعرهای او کاملا نمایان است و حتی نام برخی از شعرهای او برگرفته از اصطلاحات موسیقی می باشد .
هر ساله اعلام برندۀ جایزۀ ادبی نوبل موضوعی جنجالی میباشد، اما گزینش توماس ترانسترومر به عنوان برندۀ سال 2011 هم در سوئد و هم در دیگر کشورهای دنیا واکنش یکسان دوستداران ادبیات را برانگیخت. با شنیدن این خبر همه شادیکنان و یکصدا فریاد کشیدند: "بالاخره ".
بالاخره پس از سالهای پی در پی نامزد بودن، جایزۀ ادبی نوبل به توماس ترانسترومر پیشکش شد.
بالاخره آکادمی سوئد پس از 37 سال دوباره جرات آن را یافت که یک سوئدی را برندۀ جایزه معرفی کند. جایزۀ ادبی نوبل در سال 1974، مشترکا به ایویند یونسون (Eyvind Jonsson ) و هری مارتینسون (Harry Martinsson ) دو نویسندۀ سوئدی داده شد. ولی از آنجا که هر دو نویسنده خود نمایندۀ آکادمی بودند، جنجال فراموش نشدنی به پا خواست.
آثار ترانسترومر تا اکنون به بیش از ۶۰ زبان ترجمه شده است. به فارسی گزیدهای از شعرهای ترانسترومر به نام "مجمعالجزایر رویا" به ترجمۀ مرتضی منشر شده است.